ثبت مقالات(ابراهیم سلطانی رحمت آبادی )کارشناس ارشد تاریخ
 

بررسی قیام های امامزادگان در ایران و جهان اسلام(قسمت اول)

چکیده:

        قیام های امامزادگان واقعیتی انکارناپذیر در تاریخ ایران و جهان اسلام است و هیچ گاه فراموش نخواهند شد.

در این پژوهش، قیام های امامزادگان، به ویژه انگیزه ی آنان، در اعصار گوناگون بررسی شده است. هم چنین بررسی عوامل موثر در مبارزه ی آنها که موجب شکل گیری دوران جدیدی از توسعه و گسترش اسلام شد، از دیگر مباحث این نوشته است.

مهاجرت امامزادگان، با دو زایش مهم سیاسی در قالب خوانخواهی امامان شیعه، و زنده نگه داشتن دین اسلام، مولفه های مهم در حرکت آنان از مدینه به ایران و سپس پراکندگی در ممالک اسلامی بوده است. در این شرایط، اهمیت و پذیرا بودن نقاط مختلف ایران و علاقمندی ایرانیان به خاندان اهل بیت(ع)، و نیز عوامل سیاسی – مذهبی دیگری، موجب شکل گیری قیام های امامزادگان در ایران و جهان اسلام گردید.

این نوشتار تحت عنوان«بررسی قیام های امامزادگان در ایران و جهان اسلام» تدوین شده است. مقاله در بر گیرنده سه بخش است:

بخش اول: در بردارنده ی کلیات: واژه امام زادگان، اهمیت واحترام امام زادگان، امامزادگان در قرآن و احادیث است.

بخش دوم: نگاهی به مهاجرت و پراکندگی امام زادگان در ایران و جهان اسلام شده است.

بخش سوم: در این بخش به مشهورترین و تاثیرگذار ترین قیام های امام زادگان در ایران و اسلام  پرداخته شده است.   

واژه های کلیدی: امامزادگان، قیام، ایران، اسلام.

 

 

مقدمه

        پیش از حادث شدن واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش، جامعه اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) نسبت به آخرین سال حیات پیامبر(ص) تغییرات فراوانی یافته بود. سیر انحرافات تدریجی بعد از وفات پیامبراسلام و واقعه ی کربلا و روی کار آمدن خاندان بنی امیه و دیگر حکام جابر عباسی نشان داد که امویان و عباسیان هیچ اصالتی برای اسلام قائل نیستند، و به دنبال آن، آزار و اذیت خاندان وحی توسط حاکمان ستمگر، به ویژه کارگزاران دست نشانده ی امویان و عباسیان در اقصی نقاط جهان اسلام، نوادگان ائمه ی معصوم(ع) را به تحرک و واکنش وا داشت؛ که اندکی پیش از جنبش عباسیان، در قالب «قیام علویان» به منصه ی ظهور رسیده بود. در واقع، حمایت گروهی از خاندان علوی موجبات سقوط حکومت اموی مهیا شده و عباسیان روی کار آمدند. لکن این جابجایی نیز نتوانست نوادگان امامان شیعی را در پیشبرد اهداف متعالی آنان همراهی نماید. البته هیچ گاه این حرکت های انقلابی از چشم حکام جابر و ستمگر زمانه پنهان نبود. به همین دلیل، امامزادگان از نقاط پر خطر و نا امن به سرزمین ایران و سپس دیگر نقاط مطمئن ممالک اسلامی راهی شدند و اعصار مختلف شاهد حرکت ها و قیام های نوادگان ائمه اطهار(ع) بود که نمی توان به همه ی آنان که  از اوائل قرن اول هجری به وجود آمده به طور مفصل و کامل پرداخت، اما کوشش خواهیم کرد آن مقدار از اتفاقات و قیام های مورد نظر را با استناد به مدارک و منابع موثق را که به نوعی با موضوع حاضر ارتباط دارد؛ توضیح دهیم.        

 

                                               بخش اول: کلیات

 

الف) ريشه ي واژه امامزاده

واژه ی «امامزاده» در لغت به معنای«فرزند یا نوه ی یکی از امامان» [1]و اصطلاحا از باب ذکر احوال و اراده محل، به «مدفن و مزار متبرک آنان و بزرگان سادات که در سراسر شهرها و روستاهای ایران پراکنده است»، اطلاق  می گردد.[2]

این ها عباراتی هستند که ذیل واژه ی امامزاده، در هر لغتنامه ای می توان یافت. و بعضي گفته اند امامزادگان « کانون های معنوی اسلام در ایران به شمار می رود. امامزادگان سادات شیعه ی علوی هستند که در پی اقتدار خلافت اموی و تا پایان خلافت عباسی درنبرد با ستمِ  خلافت و سلطنت برای تحقق عدالت و دفاع از حق مردم به شهادت می رسیده اند، و سپس در کانون اعتقاد و ارادت مردم جای می یافته و یادشان همواره گرامی بوده است». [3] و بدین سان بارگاه مطهر امامزادگان همواره بهترین تجلی گاه هنر قدسی و جایگاه درخشش ایمان راستین هنرمندان ایرانی و دست ساخته های آنان بوده است.

 

ب) اهمیت و احترام امام زادگان

 

محدث قمی می نویسد: « امام زادگان عظام و شاهزادگان عالی مقام که قبورشان محل فیوضات و برکات و موضع نزول رحمت و عنایت الهیه است، ملاذ درماندگان و ملجا واماندگان و پناه مظلومان که از بسیاری از آنان کرامات مشاهده شده، لکن پوشیده نماند امامزاده ای که انسان با اطمینان خاطر برای درک فیوضات و کشف کربات برای زیارتش بار سفر ببندند باید اول دو مطلب را درست کرده آن گاه قصد زیارت کنند.

اول: جلالت قدر صاحب آن مرقد را علاوه بر شرافت، نسب او را از کتابهای احادیث و انساب و تواریخ بداند.

دوم: معلوم بودن قبر آن بزرگوار و صحت نسب قبر به او که جمع بین این دو بسیار کم است».[4]

 

 ج) امامزادگان در قرآن و حدیث

اهميت و جایگاه نوادگانِ امامان(امامزادگان)، در دين مبين اسلام(خاصه شیعیان) بر كسي پوشيده نيست و در نزد مسلمانان علی الخصوص ایرانیان مسلمان داراي جايگاه و اهميت خاصي است؛ زیرا که خداوند متعال ذریه ی پیامبر مکرم اسلام (ص) را گرامی داشته و در قرآن مجید از آنان تجلیل نموده،[5] و در این ارتباط؛ آیات و روایاتی به سبب پاسداشت فرزندان پیامبر و ائمه اطهار و لزوم و ادای دین به آنان نقل شده است.

خداوند در قرآن کریم به پیامبرش امر فرموده تا به پیروان خویش برساند که «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی و من یقترف حسنه نزد له فیها حسنا، ان الله غفور شکور»[6] و پیامبر نیز این پیام الهی را به مردم رسانید، و فرمود، « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمستکم بها لن تضلوا ابدا» [7]

در جایی دیگر، برخی مفسرین با اشاره به برخی از آیات قرآن کریم معتقدند که؛ «منظور از «قربی» در آیه ی کریمه ی «الا الموده فی القربی» تمام ذریه  و دودمان پیغمبر است و در این زمینه بحدی روایت وارد شده است که از حد تواتر هم گذشته علاوه بر اینکه تمام مفسرین قرآن از شیعه و سنی هم بدان تصریح کرده اند، مثل صاحب تفسیر کشاف و ثلعبی که هر دو محبت به اهل بیتِ رسالت را از اصول مسلمه و ارکان اسلام برشمرده و خلافش را هم کفر محض می دانند. و در کل باید گفت که از آیات و روایات چنین نتیجه می توان گرفت که محبت به ذریه ی پیغمبر و به روایت شیخ کلینی به تمام سادات فرض و ترکش مورد عقوبت».[8] 

افزون بر اشارات قرآن، در احاديث و روایات نيز بر زیارت امامزادگان  تأکید شده است. مشهور است پيامبر اکرم(ص) در زمان حیات خویش قبور شهدای جنگ احد را زیارت می کردند و روایت شده كه فرمودند: کسی که بعد از وفات من، مرا زیارت کند، مانند آنست که مرا در حال حیات زیارت کرده باشد، کسی که دخترم فاطمه(س) را زیارت کند مانند آنست که مرا زیارت کرده باشد، کسی علی بن ابی طالب را زیارت کند، مانند آنست که دخترم فاطمه را زیارت کرده باشد، کسی که حسن(ع) و حسین(ع) را زیارت کند، مانند آنست که علی را زیارت کرده باشد، کسی که ذریه و فرزندان ایشان را زیارت کند، مثل اینست که خود آنان را زیارت کرده باشد.[9]‌‌

در روایتی دیگر از رسول خدا وارد شده است که « یا علی من زارنی او زار احدا من ذریتی زرته فی یوم القیمه فانقذته من اهوالها و یا علی من عمر قبورکم فکانما اعان سلیمان بن داود علی بناء بیت المقدس»[10]

از روایت مذکور چنین استنباط می شود که زیارت و تعمیر قبور امامزادگان، در مرتبه ای قرار دارد که شفاعت ائمه و حضور در بناء بیت المقدس را به دنبال دارد.



[1] - عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ج اول، امیرکبیر، تهران، 1378، ص 229.

[2] - دایره المعارف تشیع، ج دوم، ص 392.

[3] - افتخارزاده، محمود،« درآمدی برمزارها: کانون های معنوی اسلام در ایران»، مجله وقف میراث جاویدان، سال دوم، شماره 7، پاییز 1373، ص   .

[4] - صحفی، سیدمهدی؛ زندگانی حضرت معصومه(ع) و تاریخ قم، قم، 1378، ص 56.

[5] -  سوره ی مبارکه ی کوثر، آیه ی 1، انا اعطیناک الکوثر«ما به تو ای پیامبر کوثر(خیر کثیر و نسل فراوان) عطا نمودیم.

[6] - سوره ی مبارکه شوری، آیه 23. (ای پیامبر به مسلمانان بگو: من از شما اجر رسالت نمی خواهم جز اینکه به اهل بیت و فرزندان من مدت و محبت منظور دارید و دوستدار آل محمد باشید،(که این اجر هم به نفع امت و برای هدایت یافتن آنهاست)، و هر که کاری نیکو انجام دهد ما نیز در آن مورد بر نیکویش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزنده گناهان و شکرگذار است).

[7] - حدیث ثقلین به نقل فریقین شیعه و اهل سنت.(من در میان شما امت اسلامی دو چیز گرانبها می گذارم و آن دو یکی کتاب آسمانی قرآن و دیگر عترت من(اهل بیت من) است، از آن دو پیروی کنید تا هرگز گمراه نشوید).

[8] - فیض، عباس؛ انجم فروزان، قم، 1322، ص 55.

[9] - بحارالانوار، ج 10.

[10] - فیض، پیشین، ص 59.

نقدی بر مدیر مدرسه جلال آل احمد

مدخل:

مدتی پیش در میان نوشته های قدیم غوطه ور بودم که چشمم به نقدی درباره داستان نیمه بلند مدیر مدرسه جلال آل احمد خورد. یکبار دیگر آن را مرور کردم انگاری چیزهای تازه ای هنوز در آن پیدا می شد، تصمیم گرفتم آن را در سالگرد جلال در وبلاگ کار کنم اما نشد چه که فراموشی این روزها معضل بزرگی شده است. وقتی امروز به یادش افتادم درنگ نکردم و بلافاصله آن را در وبلاگ گذاشتم .

****

شهيد راه عدالت

«جلال آل احمد» جزو معدود نويسندگاني است كه با خلق آثار متفاوت در ميان نسل جوان هم عصر خود و پس از آن تاثيري انكار ناشدني به جاي مي‌گذارد. او در اوان جواني به دليل جو حاكم زمانه به سمت و سوي سياست و احزاب سياسي داخل و خارج از كشوركشيده مي‌شود و از بعد سياست و مبارزات عدالتخواهانه و تحقق آن در جامعه ايران آن روز، زبانزد هم نسلان خويش بود؛ با اين تفاسير  او نويسنده‌اي است كه در دو عرصه ادبيات و سياست خوش درخشيده است.  با آن كه «جلال» در خانواده‌اي روحاني و پايبند به مذهب و سنن ايراني و اسلامي به رشد و بالندگي مي‌رسد اما نگاه او به

مسايل پيرامون خويش آميزه‌اي از شك و ترديد به خود مي‌گيرد و عامل اصلي عقب‌ماندگي و دوري از فرهنگ و تمدن اصلي  ايراني و اسلامي را در وابستگي به سنت‌هاي غلط و آداب و رسوم كهن مي‌دانست.

سال‌ها كه از پي هم مي‌گذرند به تناسب آن افكار و ايده‌هاي «جلال» به خصوص قلم نيش‌دار و در جست و جوي عدالت اجتماعي‌اش نيز پخته‌تر مي‌شود و با تحقيق و تعمق در آثار و كتب مذهبي خط بطلان بر افكار تاريك خويش مي‌كشد و آن چنان تاثيري در جان و روح وي مي‌گذارد كه انعكاس آن در ذره‌ذره آثاري همچون «خسي در ميقات» و «درخدمت و خيانت روشنفكران» به منصه ظهور مي‌رسد.

«جلال آل احمد» به مانند بسياري از روشنفكران هم عصر خود در جهت نيل به آرمان‌ها و اهداف عدالت خواهانه و مبارزه با حكومت استبدادي شاه و در جدال با قدرت‌هاي سرمايه‌داري به حزب«توده» پناه مي‌برد ولي سالي چند به طول نمي‌انجامد كه پوچي و واهي بودن حزب توده و وابستگي آن به حكومت شوروي سابق را در مي‌يابد و «دموكراسي» تنها واژه بيگانه‌اي بود كه در حزب بدان‌التفات نداشتند، و همين ايام است كه او با تصميم و اراده پولادين از همفكران خويش و خواسته‌هاي حزب كناره‌گيري مي‌كند و با پشتوانه مذهبي قدم در راه ديگري مي‌گذارد.

پس از آن كه «جلال‌آل‌احمد» عطاي «سياست» را به «لقايش» بخشيد؛ به ادبيات واقعي روي مي‌آورد و در حين مبارزات اجتماعي به همه گوشزد مي‌كند كه اگر نويسنده در قبال هنرخويش «تعهد» نداشته باشد قطعاَ زير چكمه‌هاي استعمار و استثمار از بين خواهد رفت و بدين‌سان «جلال» از سياست دلچرك مي‌شود و در نهايت به اجتماع(مردم) پناه مي‌برد و در طي آن سال‌ها كه از ورود به كلاس درس –كه كلاس مبارزه بود- محروم مي‌شود، آني از مبارزه دست بر نمي‌دارد و به جست و جوي حقيقت در سفرهاي داخلي و خارجي مي‌پردازد تا با دردهاي جامعه و مردم جامعه‌اش از نزديك آشنا شود و حاصل آن سفرها در تك‌نگاري‌ها و پژوهش‌هاي اجتماعي نمود عيني پيدا مي‌كنند و در زماني داد سخن مي‌گفت كه كمتر كسي از توبره و آخور در بارنشخوار نمي‌كرد: «… در زمان «نتوانستن‌ها» و در عصري كه «مركب‌ها» و «قلم‌ها» ما سيده بود، كوشيد تا «يخ‌» قلم را با گرماي دم كرده محروميت مردمش به جريان اندازد و انداخت كه به راستي والعصر ان‌الانسان لفي خسر… يعني پياده و با دفتر و قلم از شهر بريد و به مردم پناه برد و معلوم نبود كه كجاست.

در يزد كه به دنبالش مي‌گشتي از خوزستان صدايش در مي‌آيد و تا خودت را به خوزستان مي‌رساندي چون «خسي در ميقات» در طواف حج  مي‌د‌يديش و تا «سعي» مي‌كردي بين «صفا» و «مروه» بيابيش از مشعر هم گذاشته بود.»(1)

قهرمانان و شخصيت‌هايي كه «جلال» در آثارش بدان جان بخشيده است و يا مكان‌هايي كه از آنها ياد مي‌كند، يادآور سفرها و گشت و گذارهاي او به شهرها و كشورهاي دور و نزديك است و زماني كه پيرمردي را در گوشه‌ قهوه‌خانه‌اي در روستاي دور افتاده تكيده و غمگين  مي‌ديد با تعارف يك نخ سيگار او را به صحبت و درد و دل وا مي‌داشت تا تجارب او را در نمونه‌هاي داستاني‌اش، به كار گيرد: «… در حقيقت آنچه را كه مي‌نويسد زندگي كرده است يا مي‌كند و به هر جهت شخصاَ آزموده يا مي‌آزمايد، قهرمان‌هاي داستان‌هايش را غالباَ ديده‌ام و مي‌شناسم و قهرمان‌هاي داستان‌هايي را كه پيش از آشناييمان نوشته بيشترشان را بعد‌ها ديدم و زود شناختم.

زنان و مردان ديد و بازديد، سه تار، زن زيادي، مديرمدرسه غالبا حي و حاضرند و بيشترشان از اين كه قهرمان‌هاي داستان‌هاي جلال واقع شده‌اند روحشان بي‌اطلاع است.» (2)

به حق بايد«جلال» را شهيد در راه عدالت اجتماعي خواندش چه كه او در اكثر آثارش به نوعي فقرو عدم عدالت واقعي را در تيررس قلم تند و تيزخود قرار مي‌دهد و آن هنگام كه از اسلام و هويت ايراني به درك واقعي مي‌رسد، عزم خود را براي مقابله با رژيم فاسد ستمشاهي و دول شرق و غرب دو چندان مي‌كند.

«جلال‌آل‌احمد‌» در داستان نيمه بلند «مدير مدرسه»، محيطي كوچك همچون مدرسه و آدم‌هاي گوناگون آن را ترسيم مي‌كند كه با ژرف‌نگري مي‌توان آن محيط كوچك (مدرسه) را تعميمي به كل جامعه دانست و به حق داستان «مدير مدرسه» جدال با نابرابري‌ها، پليدي، پشتي‌ها و نامرادي‌هاست؛ «جلال» با قلم خود به جنگ و ستيز با جامعه و شرايط زمانه خود مي‌رود و به مقصود نرسيده هرگز از پاي نمي‌نشيند؛ او يكه تازي در عرصه ادبيات بود كه مي‌كوشيد به هر شيوه‌اي قدرت تفكر مردم جامعه خود را بالا ببرد.

پانويس‌ها:

1-جمهوري اسلامي، 19 شهريور 1358، شماره 84

2-شوهر من؛ جلال، سيمين دانشور، اطلاعات، 20 شهريور 1359

 

 
  BLOGFA.COM