تاریخ بی تاریخ در سریال گیل دخت
نویسنده: ابراهیم سلطانی رحمت آبادی
شب گذشته قسمت ۴۴ سریال گیل دخت هم پایان یافت و پس از ماه ها و هفته ها پیگیری این سریال توسط مخاطبین، هیچ چیز جدیدی عاید ببینندگان نشد؛ سریالی که با میلیاردها تومان از بیت المال صرف شده تا ساعتی از شب، مردم را سرگرم و البته به تامل وا دارد و روایتگر برهه ای از تاریخ این سرزمین باشد که متاسفانه نه تنها هیچ سندیت تاریخی ندارد بلکه تاریخی را روایت می کند که از اساس و پایه بی تاریخ است.
سریال با تبلیغات و سر و صدا زیادی شروع شد و زمانی هم که تصویربرداری می شد کاملا در سکوت خبری بود و از آنونس آن در شبکه های مختلف چنین برداشت می شد که با یک مجموعه ی فاخر مواجه می شویم لکن لوکیشن یکنواخت و دیالوگ های بی سر وته و تکراری و از همه بدتر دورباطل در یک مکان ثابت با تعدادی دختر و زن که می توانست همه ۴۴ قسمت تا به امروز را در ۱۰ قمست خلاصه شود و فرجامی حاصل گردد.
سریال فارغ از ضعف در سناریو، هیچ نشان تاریخی ندارد و از هیچ رنگ و بوی بویی از جمله لهجه حتی در حد یک نفر برخوردار نیست و گویی عده ای از تهرانی ها در بخشی از شمال کشور بیتوته داده شده اند تا عملیاتی را انجام دهند.
کوتاه سخن اینکه بسیار می توان در خصوص این سریال نوشت که به امید خدا در یک فرصت مغتنم به صورت فنی درباره آن خواهم نوشت.
