کاربرد سفرنامه ها در تاریخ نویسی

سفرنامه ها از منابع مهم تاریخ نگاری هستند.سفرنامه نویسان معمولا بسیاری از ماجراهای تلخ و شیرین و نیز مشاهدات خود را از راه ها، بناهای تاریخی، ساختمانها، آداب و رسوم، لهجه ها، بازارها، اوضاع عمومی شهرها، شیوه ی تجارت سپاهیان، نوع ازدواج، پوشاک و خوراک، فنون و هنرها، اوضاع دربارها، روحیات مردم، وضعیت و شیوه های تعلیم و تربیت و غیره به رشته تحریر درآورده اند.[1] امروزه این تصویرها آگاهی هایی سودمند در اختیار بیننده قرار می دهد. بنابراین سفرنامه ها حاوی اطلاعاتی ارزشمند از همه ی شئون حیات اجتماعی هر دوره هستند.

برخی از جهانگردان اروپایی هنگام دیدار از شهرها، بناها و شخصیت ها به ترسیم تصویر آنها می پرداختند، حتی برخی از آنان هنگام عزیمت به مشرق زمین، نقاش استخدام می کردند تا تصویرهای مورد نظرشان را ترسیم کند؛[2] در نتیجه امروزه که بسیاری از آنان آثار از میان رفته یا دچار تغییراتی شده اند، این تصویرها آگاهی هایی سودمند برای شناخت گذشته در اختیار بیننده قرار می دهد.

در میان مسافران، ماموران سیاسی بیشترین سفرنامه ها را از خود بر جای گذاشه اند. آنان پس از طی طریق، پیامی را که گاه سری بود، به پادشاه می رساندند و طی چند جلسه با او به مذاکره می پرداختند. سپس پاسخ و پیام او را برای پادشاه خود می بردند. سفرنامه های این ماموران سیاسی، گذشته از دربرداشتن اطلاعات اقتصادی و اجتماعی، منابع بسیار خوبی برای آگاهی از روابط سیاسی دولت ها به شمار می روند. از دیگر کاربردهای سفرنامه، آشنایی با دیدگاه ها و اندیشه های نویسنده ی آن است.

   سفرنامه ها در واقع «پرده هایی خوش نقش از صحنه های مختلف زندگی اجتماعی کشورهایی هستند که مطالب آنها در موردشان تدوین شده است، با این حال، انعکاس اوضاع و تصویر جوامع در سفرنامه ها بر اساس قاعده و قانون خاصی مبتنی نیست و بیشتر تابع ذوق و سلیقه ی نویسنده است. بنابراین در تصویرهایی که از جامعه ی ایران در آثار سیاحان اروپایی انعکاس یافته، بسیار متفاوت است.»[3]

فوایدی که از سفرنامه ها می توان کسب کرد، متعدد است :

1.نخستین و شاید مهم ترین فایده ی سفرنامه ها، تصویر وضع مکانها و آدمیان در زمانهای مخلف بوده است. سفرنامه ها که از قدیم الایام به جای مانده، همچون فیلم دوربین، وقایع و وضع و حال مردمان و زیستگاههایشان را مصور می کند که هر چند با دیده و چشم ظاهر نمی توان دید، در اندیشه و خیال می توان مجسم نمود.

گاهی در روزنامه ها و مجلات و کتابها، تصویرهایی از خیابانهایی که هر روز از آن می گذریم، می بینیم؛ مثلا تصویری از خیابان فردوسی تهران در پنجاه شصت سال پیش. با آنکه بسیار کسانی که در سنین کهنسالی هستند آن مناظر را دیده اند، اما برای همگان تغییر شکل خیابانها و عمارات و اتومبیلها و قلت یا کثرت جمعیت، قابل توجه است و سبب جلوه ی این عکسها آن است که آن مناظر را خود عکس برداری نکرده ایم و دیدن آنها برای ما جالب و جاذب است.

امروزه هم برای ما کمتر اتفاق می افتد که از خانه و کوچه و خیابانی که هر روز از آن می گذریم، تصویر برداریم، در حالی که همین تصویرها در پنجاه شصت سال دیگر، برای کسانی که خیابان و کوچه ی ما را به صورتی دیگر خواهند دید، دیدنی است.

بسیاری از این گونه تصویرهای مناظر عادی شهرها و کوچه ها و خیابانها را در کتابهای مسافران خارجی که طی دهه ها و سده های پیش از وطن ما دیدار کرده اند و چنین مناظری برایشان دیدنی بوده و تازگی داشته، می توان دید.

بنابراین یکی از فواید مهم سفرنامه ها، شرح وضع و حال زندگی عادی و روزمره ی مردمان هر شهر و دیار است که ثبت و ضبط آنها برای خود آن مردمان، مورد توجه و نظر نیست و این مسافران و سیاحان هسند که جزییات به ظاهر بی اهمیت زندگی یک قوم و قبیله را می نویسند که بعدا برای خود آن مردمان همچون تاریخ اجتماعی قابل وجه است.

2. دومین فایده ای که سفرنامه ها دارد- که به فایده ی نخستین نیز مربوط می شود- اظهارنظرهای خالی از حب و بغض و بی طرفانه ی سیاحان درباره ی وضع و حال شهر و کشوری در زمانی معین است.

نویسندگان سفرنامه، که مسافرانی غریب از دیارهای دیگر بوده اند و به اشتیاق سیر در آفاق و انفس بار سفر می بسته اند، معمولا نسبت به سرزمین هایی که بدان ها قدم می نهادند، سابقه ی حب و بغضی نداشه اند و جز در موارد نادر که مورد آزار و اذیت ساکنان شهر و دیاری قرار گرفته باشند، خاطرا آنان با بی نظری و بدون محبت یا خصومت خاص نوشته شده است. 

نوشتن حقایق وضع و حال مردمان یک سرزمین، برای سیاح ممکن و میسر و بدون دغدغه بوده است. نویسندگان بومی یک سرزمین، هم به سبب حب وطن و هم از رس آنکه مبادا به خطر افتند، بسیاری معایب را می پوشاندند و ثبت نمی کردند. اما جهانگردان نه حب و بغض داشتند و نه بیم. خاطرات سفر را می نوشتند و به کشور خود می بردند و در دیارهای دور خوانده می شد و دست به دست می گشت تا به مردم دیار مقصد سفر آنان نیز برسد.

3. فایده ی سوم سفرنامه ها، که مقصد و مقصود نخستین و غالبا اصلی نویسندگان آن است، آگاهی دادن به خوانندگان سفرنامه از دیدنی ها و شنیدنی های جهان است.

هر سرزمینی، ویژگی هایی خاص خود دارد، از وضع طبیعی و اقلیمی مناطق مختلف جهان گرفته ا اخلاق و عادات و آداب و رسوم مردمان. از وضع بناها و اماکن کوچک و بزرگ تا رفتارهای گونه گون. از ابداعات ، پدیده های طبیعی و مصنوعی تا اعتقادات و ادیان و مذاهب و فرقه ها که اختلاف میان آنها برای اقوام دیگر غیرقابل تصور به نظر می رسد. همه ی اینها حواندنی و شنیدنی است؛ به طوری که رفتار عادی یک قوم نزد قومی دیگر که در نقطه ای دیگر از جهان پهناور زیست می کند، از عجایب و شگفتی ها به شمار می آید و انسان که همواره مشتاق شنیدن شگفتی هاست، از شنیدن و خواندن خاطرات سفر کسانی که آن عجایب را دیده اند، لذت می برند.

4. خاصیت و فایده ی دیگر سفرنامه، خواندن خاطرات انسانهای جهاندیده است. انسان جهاندیده، کامها و ناکامیها، سخی ها و آسائیها، مردمی ها و نامردمی ها، رنجها و راحتی ها و حالات مختلف انسانها را از نژادها و قبایل گوناگون مشاهده کرده و تجربه اندوخته است. انسان جهاندیده از حوادث روزگار نمی هراسد. از دشواریها به زانو در نمی آید، همه ی سخنها را راست و درست نمی پندارد، درستی و راستی را از نادرستی و پلیدی را از پاکی تشخیص می دهد.

از این رو، حتی برای کسانی که به شهر و اقلیمی دیگر یا کشوری غریب سفر کرده اند، ضرورت دارد که سفرنامه ی دانایان جهانگرد را به همان اقالیم و سرزمینها بخوانند و ببینند که از دیدگاه سفرنامه نویسی مجرب و آزموده چه نکات و مطالبی مورد توجه قرار گرفته که خود بدان توجه نکرده اند و چه بسیار عبرتها که پس از خواندن چنین سفرنامه ای به دست می آورند که خود در سفر به همان نقاط، حاصل نکرده اند.

5. مزیت دیگر سفرنامه ها که شاید کمتر مورد توجه و اهمیت قرار می گیرد، نحوه ی نگارش سفرنامه است. سفرنامه نویس، ساده نویس است حتی اگر دانشمندی باشد که شیوه ی نگارش او مصنوع باشد. معمولا نویسندگان نوشته ی خود را به نوعی می آرایند، مثلا نویسندگان ایرانی سده های پیش، مصنوع و متکلف می نوشتند که شاید از شعرا عقب نمانند و ساده و بی هنر جلوه نکنند یا درجه ی تکلف را میزانی برای علم و اطلاع بیشتر به زبان و مجموعه ی لغا و واژه های آن می شمردند و هر چه نویسنده از لغات بیشتر و حتی نامتداول و نامانوس استفاده می کرد، نمایاننده ی وسعت دایره ی اطلاع او بر گنجینه ی واژگان زبان بود.

اما سفرنامه نویس، چه سیاحان سده های پیشین و چه جهانگردان امروزی، در نوشتن خاطرات سفر، شیوه ی ساده نویسی یا زبان محاوره ای را اختیار می کند و به قول قدما از«لفظ قلم» پرهیز می کند.

6. فایده ی دیگر سفرنامه ها، آگاهی بر دیدگاه های مختلف افرادی است که از یک شهر یا کشور دیدار کرده اند. وقتی ما ده ها سفرنامه ی مسافران بیگانه را می خوانیم که با نژادها و زبانها و قومی های مختلف از شهرها و روستاها و نقاط مختلف کشور ما دیدار کرده اند، با نظریات گوناگون آنها مواجه می شویم. این اظهارنظرهای گوناگون که خود مجموعه ای «نقد» است، ما را در وقوف و آگاهی بر معایبمان هشدار می دهد تا در صدد رفع آن برآییم.

اهمیت محتوای سفرنامه نیز در همین است که نویسنده ی آن، در واقع شرط یک منقد را که با بی نظری قضاو کردن است، داراست و در نتیجه محتوای سفرنامه، هم برای بیگانگان مفید است که بدانند اگر بدان کشور سفر کنند با چه مردمان و چه رفتاری مواجه می شوند و هم برای مردم آن شهر و دیار مورد بازدید سفرنامه نویس آموزنده است که نقدها را بخوانند و در صدد رفع معایب برآیند.

7. فایده ی مهم دیگر سفرنامه ها که می توان آن را فایده ای مهم در عصر کنونی دانست، این است که این گونه کتب منبع ارزشمند مردم شناسی و جامعه شناسی هستند.

نویسندگان اکثر سفرنامه ها، با مردمان کوچه و بازار تماس مستقیم داشته اند. تنها دسه ای از مسافران که ماموران سیاسی و سفیران ممالک دیگر بوده اند، نشست و برخاستشان با سلاطین و حکمرانان بوده است که آنان نیز بنا بر حس کنجکاوی و گاه بر اساس نیات و اغراض سیاسی با عامه ی مردم نیز ماس برقرار کرده اند.

این گونه کوششهای سفرنامه نویسان که در عصر و زمان خود با هدف و مقصودی خاص سفر کرده اند، برای جامعه شناس از اهمیت خاصی برخوردار است که نه فقط به اخلاق و روحیات حکومتگران که در کتب تاریخ بدان ها پرداخته شده؛ بلکه به ویژگی های افراد و آحاد تحت فرمان خواسته یا ناخواسته آن حکومتگران نیز وقوف یابند. آنها از این طریق استمرار آن اخلاق و رفتار و روحیات یا انقطاع آن و اثیر پیشینه ی آن سیره ها و روشهای زندگی را در وضع معاصران خویش و جامعه ی کنونی بررسی می کنند.محتویات سفرنامه ها محققان را به شناخت آنچه در زمانهای گذشته مدارک مکتوب و مستند کمتری در موردشان وجود داشته، یاری می دهد. آنها از این طریق تحقیقات امروزی خود را به زمانهای پیش نیز گسترش می دهند یا پیوند می زنند و حتی مهمتر از آن، ریشه یابی می کنند که عادات و آدابی که بین یک قوم و طایفه جاری و متداول است، تا چه زمانی قدمت دارد و پس از آن تا حدودی به علل و عوامل تفاوتها و حتی تضادها در فرهنگ ها آگاه می شوند.[4]

در مجموع، آثار سیاحان و جهانگردان اروپایی، با هر انگیزه ای که به ایران آمدند، حاوی نکات ارزشمند تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است. البته اهمیت اجتماعی و فرهنگی آنها از جنبه ی تاریخی آنها بیشتر است، زیرا در زمینه ی گزارش های تاریخی به جهت عدم آگاهی آنها از حوادث تاریخی چندان قابل اعتماد نیستند. هدف اغلب این نویسندگان بجز ماموران سیاسی گزارش اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران و آشنایی مردم مغرب زمین با آداب و رسوم جامعه ی ایران در دوره ی صفویه و یا عصر قاجار بوده است.

 



[1] - مثل تاورنیه و پیترو دلاواله که در دوره صفویه و اوژن فلاندن که در دوره ی قاجار به ایران آمدند.

[2] - مثل شاردن که در دوره ی صفویه به ایران آمد.

[3] - پناهی، عباس، «جلوه هایی از فرهنگ مردم ایران در سفرنامه ها»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 133، خرداد 1388، ص50-45.

[4] -  برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به : دانش پژوه، منوچهر، بررسی سفرنامه های دوره ی صفوی، تهران، انتشارات فرهنگستان هنر،1385، ص 37- 21.